ايت الله سيّدمحمدشاهرودي كه ازعلماي عظيم الشّان مشهداست(قريب به12سال قبل) براي مانقل فرمودندكه شخص
متديّني كه اهل نمازجماعت وتشرّف زيادبه حرم امام رضابودودرجلسات اخلاق ومعارف شركت ميكرد باماهم مانوس
بودجلسات ماهم ميآمديك اشكال واضح دراوبودوان اينكه محاسنش راباتيغ ميزد به قول معروف سه تيغه ميكردتااينكه روزي خصوصي به اوگفتم شماكه بحمدالله ادم متديّني هستيدخوب بود ريش راتيغ كاري نميكرديدفوراگفت چشم اقا چرازودترنفرموديدمدّتي اورانديديم بعدكه امدريش فوق العاده بلندي گذاشته بودبه حدّي كه ديگرانگشت نماشده بودمدتي گذشت تااينكه ناچارشدم دوباره به او تذكّربدهم بازخصوصي به او گفتم محاسنت خيلي بلنداست خوب بود قدري ان راكوتاه ميكردي گفت چشم چشم اقاچرازودترنفرمودي روزبعدآمدباكمال تعجّب ديدم محاسنش راسه تيغه كرده است معلوم شدكه اين اقا حدوسط رابلد نيست كمااينكه اميرالمومنين ميفرمايدلايري الجاهل امّامفرّطا اومفرطا(بحارالانوارجلد1ص160) جاهل ديده نميشودمگردرحال افراط يادرحال تفريط(دائماياتندميرودياكندوميانه روي بلدنيست)انچه كه دراين كلام حضرت كمرشكن است اين است كه حضرت ميفرمايدجاهل هيچوقت تعادل نداردوهميشه درحال افراط ياتفريط است .اي عزيزافراط وتفريط درامورنشانه ضعف عقل است واين جهلي كه دركلام حضرت امير( ع) است جهل مقابل علم نيست بلكه مقصودازجهل كمي عقل است دربين فلاسفه هم اين افراط وتفريط هست مثلا ابوعلي سينا عقلي صرف است فلسفه اووروش وسيره عملي اوخشك وبيروح است عمده تكيه اوروي عقل است خودسازي وراه باطن رامعطل گذاشته درقبال اوشهاب الدّين سهره وردي وتابعين ايشان كه توجّه چنداني به عقل اين پيامبردروني ندارند گروه اوّل دچاربيروحي ودوري ازعشق به حق وجاذبه هاي الهي شده اندگروه دوم گرفتاراوهام گرديده اند
وحال انكه عقل ودل مكمّل يكديگرندراه سوّم وراه ميانه راهي است كه صدرالمتالّهين پيموده است وبين عقل وشريعت مقدسه وتزكيه نفس (كه همانا اسلام ناب است)جمع كرده است دربين سياسيّون هم اين افراط وتفريط هست يكي فقط روي عقل ومنطق وكاركارشناسي شده تكيه ميكندوازتوجّه به بخداوساده زيستي ودل دادن به درياي توكّل به كمال مطلق وابتهال به درگاه اوغافل ميگرددلذا شياطين دوراوجمع ميشوندواورادرمسيراميال خودشان سوق ميدهندوديگري ازعقل ومنطق وخردجمعي بهره نميبردوميخواهدكه همه كارها بامعجزه درست شوداين هم به بيراهه ميرودعقلاءوصاحبان انديشه ازاوميرمندساده لوحان قشري نگر گرداوراميگيرندوخداي نخواسته گاهي به تحجّرگرائي منجر ميشوداما هردوگروه ازصراط مستقيم به دورندخداوندماراوهمه رابه صراط مستقيم كه نه اعوجاج به چپ داردونه انحراف به راست هدايت كندآمين ربّ العالمين
شيخ كليني دركتاب كافي شريف وبه سندمتصل ازعبدالرّحمن بن سالم ازابي بصيرازامام صادق عليه السّلام نقل ميكندكه فرمودپدرم(امام باقرعليه السلام)به جابربن عبدالله انصاري فرمودمن باتوكاري دارم هروقت سرت خلوت شدازتوسوالي دارم ميخواهم بپرسم جابرعرض كردهرزمان كه دوست داشته باشي خدمتتان هستم روزي حضرت باجابرخلوت كردند(من هم حضورداشتم)پدرم به جابرفرموداي جابربه من خبربده ازلوحي(قابي)كه دردست مادرم فاطمه عليها السّلام دختررسول خداصلّي الله عليه واله ديدي وازآنچه كه مادرم به توخبردادازنوشته هاي موجوددران لوح جابرگفت خداراشاهد ميگيرم كه درزمان حيات رسول خداصلبيالله عليه واله روزي واردخانه فاطمه عليها السّلام شدم ولادت امام حسين رابه فاطمه تبريك گفتم دردست ان حضرت قاب (زيباي)سبزرنگي ديدم گمان ميكنم اززمربدبوددران قاب نوشته هائي بودسفيدرنگ شبيه نورخورشيدبه ان حضرت گفتم پدرومادرم فدايت اي دختررسول خدااين لوح چيست فرموداين لوحي است كه خداوندبه رسولش(پدرم)هديه داده است نام پدرم وهمسرم ودوپسرم (حسن وحسين عليهما السّلام)ونام جانشينان ايشان ازفرزندانم(عليهم السّلام)دران است پدرم ان رابه من داده تابه بشّارت داده باشد(وخوشحالم نمايد)سپس جابرگفت مادرت حضرت فاطمه ان لوح رابه من دادمن ان راقرائت كردم وازروي ان يك نسخه براي خودم نوشتم(سپس ان رابه ان حضرت برگرداندم)سپس پدرم(امام باقرع)به جابرفرمودايا برايت ممكن است كه ان نوشته رابه من نشان دهي جابرگفت بلي پس پدرم باجابرراه افتادندبه سوي منزل جابرپس جابرنوشته اي دراوردکه روی پوست نازک نوشته شده بود پدرم به جابرفرمودتودرنوشته ات نگاه كن تامن براي توبخوانم پس جابردرنسخه خودنگاه ميكردوپدرم(ازحفظ)براي او ميخواندتمام انچه كه پدرم خواندباانچه درنسخه جابربودمطابقت داشت بدون يك حرف اختلاف سپس جابرگفت خداراشاهد ميگيرم كه من همينطوركه شماقرائت فرموديددرلوح ديدم نوشته شده بود
بسم الله الّرحمن الرّحيم
اين نوشته اي است ازخداوندشكست ناپذيرحكيم به محمّدپیامبرخداونوروسفير(فرستاده)وحجاب ودليل او(خدا)روح اللامين اين نوشته راازنزدپروردگارجهانيان نازل نموده است اي محمّدنامهاي مرابزرگ شمارونعمتهاي مراشكرگذارباش وآلاء ونعمتهاي من راانكارنكن هرآينه من خدائي هستم كه جزمن معبودي نيست درهم كوبنده ستمگرانم ودادرس ستمديدگان حكمفرماي روزجزا هستم هرآينه من خدائي هستم كه جزمن كسي سزاوارپرستش نيست هركس به غيرفضل وكرم من اميدوارباشدياازغيرعدل من بترسداوراانچنان عذابي كنم كه احدي ازعالميانرابه ان عذاب معذّب نكنم پس اي محمّدفقط من رابندگي كن وفقط برمن توكّل نمامن هيچ پيامبري برنينگيختم كه روزگارش تمام شودوعمرش بسرآيدمگرانكه براي اووصيّ وجانشين تعيين نمودم من تورابرهمه پيامبران برتري دادم و وصيّ وجانشين تو(علي ّبن ابيطالب)رابرهمه جانشينان سائرپيامبران برتري دادم وتورابه دو سبطت(دو نوه ات)حسن وحسين گرامي داشتم پس حسن رامعدن(خيزشگاه)علم خودم بعدمرگ پدرش(عليّ بن ابيطالب ع)قراردادم وحسين راگنجينه داروحيم قراردادم واورابه(فيض)شهادت گرامي داشتم وعاقبت اورابه سعادت ختم نمودم پس اوبافضيلت ترين شهيدشدگان درراه من است ودرجه اوازهمه شهداءراه من(ازاوّلين وآخرين)بالاتراست وكلمه كامله وحجّة بالغه خودم (امامت)رانزداونهاده ام به عترت(فرزندان)اوثواب ميدهم وعقاب ميكنم اوّل انها عليّ(بن الحسين)سيّدالعابدين وزينت اولياي گذشته من است سپس پسرش (وكسيكه)شبيه جدّمحمودش(محمدمصطفي است)محمّدباقراست كسي كه شكافنده علوم من ومعدن وخيزشگاه حكمتهاي من است هلاك خواهندشدشك كنندگان درجعفر(امام صادق)گفته حقّي است ازمن كه جايگاه جعفرراگرامي دارم واورادرخصوص شيعيان وياران ودوستان اوشادومسروركنم بعدازاو فتنه وگرفتاري عجيب ودحشت زائي موسي(بن جعفر)رافراخواهدگرفت ولاكن رشته واجب من(امامت)قطع نخواهدشدوحجّت من مخفي نخواهدماندوهرآينه اولياي من باجام لبريزمن سيرابندهركس يكي ازانان رامنكرگرددهراينه نعمت من رامنكرشده است وهركس ايه اي ازكتاب من راتغييردهدبه من افترابسته است واي برافتراگران منكرنسبة به عليّ(بن موسي)بعدازمرگ عبدصالح وحبيب وبرگزيده من ( پدرش موي بن جعفر)ان عليّ بن موسي(امام رضا)كه ولي ّوياورمن است كسي است كه من لباسهاي(علوم وكمالات)نبوّت رابراوميپوشانم وقامت اورارابراي پوشيدن ان امتحان كرده ام وقابليّت ان رابه اواعطاء نموده ام اورا يك عفريت مستكبر(مامون عبّاسي)خواهدكشت ودرشهري كه انرابنده صالح من(اسكندرمقدوني)ساخته است(طوس)دركناربدترين مخلوقاتم(هارون عبّاسي)دفن خواهندكردگفتارحقّي است ازمن كه اورابوسيله فرزندش وخليفه بعدازاوووارث علم وكمالاتش محمّد( امام جواد)شادكنم او(امام جواد)معدن وخيزشگاه علم من ومحل رازمن است وحجّت من برخلقم خواهدبودهركس به اوايمان اوردبهشت راجايگاه ابدي اوكنم وعلاوه بران شفاعت اورا(شخصي كه به امامت امام جوادايمان اورده)درموردهفتادنفرازاهلبيت اوكه همگي سزاوارآتش باشند بپذيرم و(بعدازامام جواد)ختم ميكنم به سعادت براي فرزندش عليّ
(حضرت هادي)وليّ وياورخودم وشاهدمن برخلقم وامين من بروحيم سپس ازاوخارج ميكنم دعوت كننده به راهم وگنجينه علمم حسن(عسكري)راوسپس تكميل ميكنم همه انچه كه به اوداده ام رابه پسرش م ح م د (حجّة بن الحسن ع)كسي كه رحمت برهمه عالميان است براوست كمال موسي(بن عمران)وبهاء عيسي(بن مريم)وصبروبردباري ايّوب پس اولياي من درزمان او(به وسيله دشمنان)خوارميشوندسرهاي انان مثل سرهاي ترك وديلم به هديه برده ميشوندكشته ميشوندوسوزانده ميشونددرترس وحشت قرارخواهندگرفت زمين به خون انان رنگين خواهدشد واويلا واه ناله اززنان انان بلند خواهد شدانان اولياي حقيقي من هستندبه وسيله(وحرمت) انان فتنه هاي تاريك وظلماني رابرطرف ميكنم و زلزله هارادفع ودردها(ي باطني)وزنجيرها(ازبشريّت)بوسله انان برميدارم برانان باد صلوات ورحمت ازپروردگارشان وانانند كه هدايت يافتگانند پايان عبدالرّحمن بن سالم ميگويدابوبصيربعدازنقل حديث(فوق) به من گفت اگردرطول عمرت همين يك حديث راشنيده باشي توراكافي است پس اين حديث رابپوشان مگرازاهلش(براي ملاحظه متن حديث روي ادامه مطلب كليك كنيد)