تبليغاتX
اسیر بی نوا
اسیر بی نوا
من اسیرم به جهان دست بدارم ازسر-----آن اسیری که بجزرنج نیندوخته بود 
قالب وبلاگ

مرحوم علامه مجلسی رحمه الله تعالی ازکتاب عیون اخبار الرضا ع نوشته شیخ صدوق رضوا ن الله تعالی علیه به سند متصل ازهرثمة بن اعین نقل میکند که گفت شبی نزد مامون عباسی بودم تااینکه چهارساعتی ازشب گذشت مامون به من اجازه داد که به خانه ام بروم من هم رفتم شب نصفه شده بود که کسی درخانه را کوبید یکی ازغلامان من پشت دررفت آن شخص به غلام گفت به هرثمة بگودمولایت تورا میخواند من به سرعت بلند شدم لباسم را پوشیدم وسریع خودم را به در خانه آقایم امام رضا ع رساندم آن غلامی که دنبال من امده بود جلوشد من پشت سراو وارد منزل شدم اقایم امام رضارا دیدم که درصحن حیاط جلوس فرموده اند به من فرمود ای هرثمة من عرض کردم لبیک ای مولا واقای من سپس فرمود بنشین من نشستم سپس فرمود خوب به حرفهای من گوش بده وبه ذهنت بسپار ای هرثمة ارتحال من به سوی خدای متعال ولحوقم به جدم رسول خدا وپدران طاهرینم نزدیک است کتاب عمرمن به پایان رسیده است واین طاغی وتجاوزکار(مامون عباسی)تصمیم به سم دادن من گرفته است به وسیله انگور وانار دانه شده اما انگورنخی را به سم اغشته میکند به بوسیله سوزن آن نخ را ازدرون دانه های انگورعبورمیدهد وازاین طریق انگوررا سمی خواهد کرد اما انارپس سم را کف دست بعضی ازغلامانش ریخته سپس دانه های انار را کف دست او میریزد او دانه های اناررا به سم آغشته میکند فردا صبح مامون من را خواهد خواست وازمن با ان انگور وانار دانه پذیرائی میکند بعد ازخوردن انها قضاء وقدر الهی فرارسد ومن جان به جانان تسلیم میکنم  من که بمیرم مامون خواهد گفت که بادستهای خودم اورا غسل میدهم  ازناحیه من وبه طور سرّی به بگو که متعرض غسل وکفن ودفن من نشو چه اینکه اگراین کاررابکنی تعجیل درعذاب خود کرده ای این را که به او بگویی اوازغسل من منصرف میشود هرثمة میگوید من عرض کردم بلی ای مولای من همین کاررا خواهم کرد حضرت فرمودند وقتی که مامون تورابه جهت غسل من رها کرد میرود ودر بلندی خانه خود ونظاره گرصحنه غسل من خواهد شد خودت هم متعرض کاری جهت غسل من نشو تا زمانی که مشاهده کنی خیمه سفیدی درگوشه صحن خانه برپاگردد  وقتی که خیمه را دیدی من را بالباسهایم نزدیک خیمه ببر وخودت پشت خیمه منتظربمان وکسانی هم که با توهستند پشت سرتو بایستند مبادا خیمه را جهت دیدن بدن من بالاببری که هلاک گردی دراین زمان مامون نزد تو خواهد آمد وخواهد گفت ای هرثمة مگرشما نبودید که خیال میکردید امام را غیرازامام بعدی کسی نباید غسل بدهد پس حالا چه کسی علب بن موسی را غسل میدهد وحال انکه پسرش محمد(امام جواد ع )درمدینه است وحضور ندارد وما درطوس هستیم تودرجواب او بگو نظرماشیعیان این است که امام را واجب نیست غسل بدهد مگر امام ولی اگر تجاوزگری تجاوزکرد وامام را غسل داد امامت این امام وامامت امام بعدی هرگزباطل نخواهد شد اگر علی بن موسی به بند کشیده نمیشد ودرمدینه بود پسرش محمد ع اورا غسل میداد به نحو عیان والان هم کسی اورا غسل نمیدهد مگرپسرش محمد ولی به شکل مخفی وغیرعیان سپس حضرت به هرثمة فرمودند وقتی که خیمه خودبخود برداشته شد تو مرا کفن شده خواهی دید پس دران زمان مرا روی تابوت بگذار وبلندم کن به طرف قبرم درزمان حفرقبر مامون تصمیم دارد که قبرمن را پشت سر قبرپدرش هارون قرار دهد تاقبرهارون قبله قبره من واقع گردد واین کار هرگز شدنی نیست چه اینکه هرچه کلنگ بزنند که پشت قبرهارون برای من قبربکنند به اندازه سرانگشتی هم زمین کنده نخواهد شد وقتی تلاششان نتیجه نداد وکاربرانان سخت گردید به مامون ازطرف من بگو علی بن موسی به من فرموده یک کلنگ جلو قبر هارون بزنم وقتی که یک کلنگ بزنی فورا درزمین فرومیرود وقبری اماده ضریحی اماده نمایان خواهد شد قبررا که دیدی من را درقبر مگذار وصبرکن تا انکه ازضریح ان اب سفیدی فوران کند وقبرازآن اب پرشود به نحوی که آب برروی زمین جاری گردد سپس یک ماهی درطول قبرنمایان شودوبه شنا واضطراب بپردازد پس ازمخفی شدن ماهی وخشک شدن آب مرا درآن قبر بگذار ولحدم را درآن ضریح بگذار وبه کسی اجازه ریختن خاک  برمن ندهچه اینکه قبر خودبخود بسته میشود وپرمیگردد هرثمه میگوید من هم عرض کردم چشم آقای من سپس امام فرمود ای هرثمه آنچه که گفتم خوب حفظ که وطبق ان عمل کن ومخالفت امرم مکن من هم گفت پناه بخدا میبرم ازمخالفت امر شما ای مولای من  هرثمه میگوید من ازخانه امام بیرون رفتم گریان واندوهگین دائم مانند دانه ای که برآتش نهند بیقرار بودم وکسی جزخدا نمیداند که من چه میکشیدم سپس(روزکه شد)مامون من را خواست من تا بلند شدن روز نزد او بودم سپس به من گفت ای هرثمة برونزد ابی الحسن سلام من را به او برسان بگو شما تشریف میاورید نزد ما یا مابیائیم خدمت شما اگرگفت که حاظر است نزد ما بیاید ازطرف من به بگو زودترتشریف بیاورد من نزد امام رضا رفتم همین که مرا دید فرمود هرثمة آیا وصیت  من را حفظ نکرده ای  گفتم آری همه را حفظ کرده ام فرمود کفش من را بدهید میدانم اوبرای چه من را خواسته است من کفش آن حضرت را آماده کردم حرکت فرمودند وارد مجلس مامون شدند مامون جلو ان حضرت برخاست  وحضرت را درآغوشش گرفت ومیان دوچشمان آن حضرت را بوسه زد وآن حضرت را کنار خودش روی تختی نشاند وروکرد به حضرت وبا وی  ساعتی طولانی ازروزرا گرم گفتگو شد سپس به بعضی ازغلامان خود گفت که اناروانگوری بیاورهرثمة میگوید وقتی این کلام را شنیدم نتوانستم صبرکنم لرزه براندامم افتاد ازترس اینکه مبادا کسی متوجه حالم شود عقب عقب رفتم تا اینکه ازآن محل خارج شدم ودرگوشه ای ازقصرمامون روی زمین افتادم  نزدیک ظهربود متوجه مولایم شدم که ازنزد مامون بیرون رفت وبه خانه خودبرگشت سپس مامورانی را دیدم ازنزد مامون بیرون آمدند ودنبال طبیب وپرستار بودند گفتم چی شده گفتند اباالحسن علی بن موسی ع را کسالتی رخ داده مردم درشک بودند که ان حضرت را چه شده است ولی من یقین داشتم که مامون اورا مسموم کرده است هرثمظ میگوید وقتی ثلث دوم ازشب گذشت دیدم ناله وفریاد ازخانه ان حضرت بلند من هم مثل بقیه مردم به سرعت تمام خودم را به خانه آن حضرت رساندم دیدیم مامون سرخود را برهنه کرده ولباس عزا به تن نموده روی پاایستاده ودارد گریه میکند من هم آنجا ایستادم وآه جانسوز ازنهادم برآمد تا اینکه صبح طلوع کرد پس مامون برای عزاداری جلوس نمودوسپس خودش بالای سرآن حضرت حاضر گردید وگفت محلی آماده کنید تا خودم اورا غسل بدهم من نزدیک او رفتم وآنچه که مولایم در خصوص غسل وکفن ودفن فرموده بود با گفتم سپس مامون گفت حالا که این طوراست من متعرض غسل نمیشوم سپس گفت خود دانید ای هرثمة  من منتظر برپاشدن خیمه بودم تا اینکه دیدم خیمه ای برافراشته شد جسد مطهررانزدیک خیمه اوردیم وخودمان بیرون منتظر ماندیم ومن بگوش خودم صدای تکبیر وتهلیل وتسبیح ورفت وامد ظرفهای آب صدای ایخته شدن اب  را بوضوح میشنیدم وبوی بسیارخوشی را که تاان زمان نشنیده بودم استشمام میکردم دراین زمان مامون بالای سرما ازقسمت بلندی قصرش آمد وبلندفریاد برآورد  ای هرثمةآیا شما گمان نمیکردید که امام را غیرازامامی مثل خودش نمیتواند کسی غسل دهد پس کجاست پسرش محمد بن علی او که درمدینه است واین (امام رضا)درطوس خراسان است من همان جوابی که حضرت فرموده بود عینا به او دادم پس ساکت شد دراین زمان خیمه خودبخود برداشته شد من ان حضرت را روی تابوتش نهادم واوراحمل کردیم مامون وهمه حاضران برآن حضرت نمازخواندد سپس رفتیم به محلی که بنا بود قبر آن حضرت باشد من دیدم دارند کلنگ میزنند پشت قبر هارون ومیخواهند قبرهارون را قبله قبران حضرت قرار دهندولاکن کلنگ ها اثرنمیکند وذرّهای خاک کنده نمیشودمامون به من گفت وای برتو ای هرثمة آیا نمیبینی چطورزمین ازحفرقبری برای او جلوگیری میکند مه به مامون گفتم ای امیرالمومنین آن حضرت به من دستورداده یک کلنگ درقبله قبرپدرت امیرالمونین هارون الرشید بزنم بیش ازیک کلنگ هم نزنم مامون گفت ای هرثمة یک ضربه که بزنی چه میشود؟گفتم آن حضرت به فرموده قبری آماده باضریحی دروسط ان ایستاده نمایان خواهد شد پس مامون گفت سبحان الله چه حرف عجیبی است این حرف گرجه که ازناحیه اب الحسن هیچ چیزعجیب نیست پس کلنگ را بزن ای هرثمةتا ببینیم چه میشود هرثمة میگوید من کلنگ را به دست گرفتم ویک ضربه درقسمت قبله قبرهارون زدم پس قبری اماده با ضریحی دروسط ان ایستاده نمایان شد ومردم همه داشتند نظاره میکردندسپس مامون گفت پس اورا داخل قبربگذار من به او گفتم که مولایم مرا امر فرموده که صبرکنم تااززمین این قبرآبی سفید جوشیدن گیرد وقبررا پرنماید تابرزمین جاری گردد سپس یک ماهی شناکنان روی اب درطول  ظاهرشود وقتی که ماهی پنهان واب فرونشیند اورا درکنارقبرگذارم ودیگرهیچ کاری نکنم مامون گفت هرچه که مامورشده ای انجام ده هرثمة میگوید منتظر ماندم آب وماهی ظاهرشدند وماهی پنهان وآب خشکید ومردم تماشا میکردند سپس نعش آن حضرت را کنارقبرنهادم یک دفعه دیدیم قبرباپارچه سفیدی پوشیده شد سپس جسد خود به خود بدون اینکه ما دست به ان بزنیم درون قبر رفت مامون اشاره کرد که مردم خاک بریزند من گفتم چنین نکن ای امیرالمومنین گفت وای برتو پس چه کسی قبررا پرزخاک خواهد کرد گفتم ان حضرت به من امرفرموده که کسی خاک نریزد وفرموده که قبر خود به خود بسته میشود وپرمیگردد مامون اشاره کرد به مردم که خاک نریزید مردم خاکهایی که دردست داشتند را برزمین ریختند سپس قبر خودبه خود پرشد وبسته گشت وبه اندازه چارانگشت اززمین بالا امد مامون رفت وماهم رفتیم مامون فورا من را خواست وبه تنهایی با من خلوت کرد سپس گفت تورا به خدا قسم میدهم که هرچه ابوالحسن به توفرموده بارعایت صداقت به من بگویی گفتم هرچه فرموده بود بدون کم وکاست تاحالا بیان کرده ام گفت بجزآنچه که تابحال گفته ای چیزدیگری به تونفرموده گفتم مقصودت چیست ای امیرالمومنین گفت مطلب سّری دیگری به تو نگفت گفتم آری یک مطلب سرّی دیگرفرمود گفت چه فرمود گفتم قصه انگور وانارکذایی دراین زمان مامون رنگارنگ میشد گاهی سرخ گاهی زرد وگاهی سیاه سپس به حالت غش افتاددرآن حال شنیدم که میگفت وای برمامون ازناحیه خدا وای برمامون ازناحیه رسول خدا وای براو ازناحیه علی ع وای براو ازناحیه فاطمه زهرا وای برمامون ازحسن وحسین وعلی بن الحسین ومحمد بن علی وجعفربن محمد وموسی بن جعفر وای برمامون ازعلی بن موسی بخدا قسم این همان زیان کاری روشن است دایم این حرف را تکرارمیکرد من چون چنین دیدم طولانی هم شدازاوکناره گرفتم ودرگوشه ای ازخانه نشستم بعدازمدتی بلند شد ونشست ومن را نزد خود طلبید من براووارد شدم مثل انسان مست ولایعقل نشسته بود به من گفت بخدا قسم توازانحضرت پیش من عزیزترنیستی نه تو بلکه تمام اهل آسمان وزمین کسی پیش من ازاو(علی بن موسی)عزیزترنیست اگربه من برسد که آنچه ازآن حضرت دیده ویاشنیده ای برای احدی بیان کنی تورا هلاک خواهم کرد من هم به او گفتم اگرمن چنین کردم خونم حلال توباد گفت نه بخدا قسم اینطوری نمیشود بلکه باید با من پیمان ومیثاق بندی که این حرفها را فاش نکنی من هم با او عهد کردم وپیمان بستم وقتی که من پشت کردم ومیرفتم دستهایش را محکم برهم میزد ومیگفت يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَ لا يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ وَ هُوَ مَعَهُمْ إِذْ يُبَيِّتُونَ ما لا يَرْضى‏ مِنَ الْقَوْلِ وَ كانَ اللَّهُ بِما يَعْمَلُونَ مُحِيطاً

جهت ملاحظه متن حدیث وسند ان به ادامه مطلب بروید

 


ادامه مطلب
[ جمعه پانزدهم بهمن 1389 ] [ 5:17 بعد از ظهر ] [ مهدوی ] [ ]

  جُنَّةُ الامان عَنِ الصَّادِقِ ع قَالَ مَنْ قَالَ كُلَّ يَوْمٍ أَرْبَعَمِائَةِ مَرَّةٍ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ رُزِقَ كَثِيراً مِنْ عِلْمٍ أَوْ كَثِيراً مِنْ مَالٍ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ مِنْ جَمِيعِ ظُلْمِي وَ جُرْمِي وَ إِسْرَافِي عَلَى نَفْسِي وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ

 

                         بحارالأنوار ج : 84 ص : 21

مرحوم علامه محمد باقرمجلسي درکتاب شریف بحارالانوارازکتاب شریف جنّة الامان(مصباح)مرحوم ابراهیم کفعمی ازامام همام صادق ال محمد صلی الله علیه وعلی اجداده الطاهرین نقل نموده که فرمودکسی که دوماه پیاپی روزی چهارصد

 مرتبه ذکرزیر را بگویدوتکرار کند مال فراوان یا علم زیاد نصیب او گردد :اَسْتَغْفِرُاللَّهَ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ مِنْ جَمِيعِ ظُلْمِي وَ جُرْمِي وَ إِسْرَافِي عَلَى نَفْسِي وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ

 

[ دوشنبه یکم آذر 1389 ] [ 10:53 بعد از ظهر ] [ مهدوی ] [ ]

وَ رَوَى حَنَانُ بْنُ سَدِيرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ دِينَارٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع‏أَنَّهُ قَالَ يَا عَبْدَ اللَّهِ مَا مِنْ عِيدٍ لِلْمُسْلِمِينَ أَضْحًى وَ لَا فِطْرٍ إِلَّا وَ هُوَ يُجَدَّدُ لآِلِ مُحَمَّدٍ فِيهِ حُزْنٌ قَالَ قُلْتُ وَ لِمَ قَالَ لِأَنَّهُمْ يَرَوْنَ حَقَّهُمْ فِي يَدِ غَيْرِهِمْ

من‏لايحضره‏الفقيه ج : 2 ص : 175

شيخ صدوق رضوان الله عليه به سند متصل ازعبدالله‏بن  دينارنقل ميكند كه امام صادق عليه السلام فرمودهيچ عيدفطرى  ياقربانى براى مسلمين نيست مگرانكه دران روز حزن واندوه ال محمد صلى الله عليه واله تازه ميشود راوى ميگويد من ازحضرت پرسيدم چرا فرمود چون دراين روز ال محمد حق ضايع شده خود را دردست نااهلان ميبينند

[ شنبه بیست و نهم آبان 1389 ] [ 3:57 بعد از ظهر ] [ مهدوی ] [ ]

-  أصل الإخلاص اليأس مما في أيدي الناس  غررالحكم ص : 399

 ترجمه :اصل وريشه اخلاص همانا نااميدى ازمردم است (على عليه السلام)---بدان اى برادر كه حضرت امير عليه السلام با اين جمله كوتا ه درهايى ازحكمت را بروى انسان تشنه حقيقت باز كرد بدترين عمل ان است كه انسان ان را براى خودنمايى انجام دهد وريا خود شرك است وشرك گناهى است نابخشودنى وبرعكس اخلاص درعمل ريشه كه همه خوبى هاست چه اينكه عمل خالص وبى شائبه مورد قبول حضرت حق است وچيزى كه مورد قبول خدا باشد كم نيست واساس رياوخودنمايى اين است كه انسان به مردم اميدداشته باشد ومردم را درسرنوشت خود موثر بداندوازخداى جهان نااميدباشد  لذا ريا ميكند تابه محبوبيت درنزد مردم دست يابد ويا اينكه به مال ومنالى برسد يا به پست ومقامى برسد ويا .....واگركسى ازمردم قطع اميد كند وبداند وباوركند كه‏ازدست مردم كارى ساخته نيست وكارسازخداست وبس ديگرانگيزه اينكه بخواهد عملى را جهت خوشايند خلق انجام دهد ازدست ميدهد پس اگركسى بخواهد به اخلاص دست يابد بايددراميد به خلق  رابرروى دل خويش بربندد انگاه است كه چشمه هاى جوشان حكمت واخلاص به سوى قلبش سرازير گردد وكامروا گردد وانچه كه جالب است اين است كه ريا كارد به هدفى هم كه ازرياكاريش دارد دست نخواهد يافت بلكه كم كم درنظرها منفور ومطرود خواهد شد

 

[ جمعه بیست و یکم آبان 1389 ] [ 8:13 قبل از ظهر ] [ مهدوی ] [ ]

مرحوم كلينى به سند متصل ازحضرت رضا عليه السلام نقل ميكند كه فرمودند رسول خدا صلى الله عليه واله فرمودند بيقين روز جمعه سيد واقاى روزها ست خداونددرروز  جمعه ارزش كارهاى نيك  را چندبرابر ميكند وگناهان را درروز جمعه محو ميكند ودرجات مومنان را بالا ميبرد ودعاها را دران به اجابت ميرساند غم وغصه ها را ازبين ميبرد حوايج بزرگ را براورده ميكند وجمعه روزى است كه كه خداازادشدگان ازاتش را افزايش ميدهدواحدى ازمردم درين روز ازادى خودرااز اتش ازخدا نخواهد مگرانكه حق است برخداكه  اورا ازاد كند به شرط اينكه حق روز جمعه وحرمت ان را شناخته باشد واگركسى درروز جمعه ويا شب ان بميرد شهيد مرده وروز قيامت دركمال امن وارامش سرازخاك برداردوهيچ كسى ازمردم حرمت روزجمعه را ضايع نكند مگرانكه حق باشد برخدا كه اورا به جهنم درافكند مگرانكه قبل ازمرگ توبه نمايد(جهت ملاحظه حدیث وآدرس آن به ادامه مطلب بروید)


ادامه مطلب
[ جمعه هفتم آبان 1389 ] [ 8:36 قبل از ظهر ] [ مهدوی ] [ ]
  و قال أمير المؤمنين ع إن للنكبات غايات لا بد أن تنتهي إليها فإذا أحكم على أحدكم لها فليطأطئ لها و يصبر حتى تجوز فإن أعمال الحيلة فيها عند إقبالها زائد في مكروهها  التمحيص ص : 65     مرحوم اسكافى دركتاب تمحيص ازاميرالمونين  عليه السلام نقل كرده كه فرمود به تحقيق ويقين نكبتها (به قول معروف بدبختى ها)داراى زمان پايانى هستند  كه بايد به ان زمان برسند(سپس زايل شوند)پس هركدامتان كه نكبتى به اوروى اورد  بايد سرتسليم فرود اورد وبردبارى نمايد تا زمان ان نكبت بسرايد وبگذرد چه اينكه بكاربردن حيله وراه چاره درزمانى كه نكبت روى اورده برمشكل  ورنج انسان بيفزايد ودردسرش را دوچندان كند                          
[ سه شنبه سیزدهم مهر 1389 ] [ 1:40 بعد از ظهر ] [ مهدوی ] [ ]

مستدرك‏الوسائل   ج  7    ص 203  

 وَ عَنْهُ ص أَنَّهُ كَانَ يَقُولُ اللَّهُمَّ أَحْيِنِي مِسْكِيناً وَ أَمِتْنِي مِسْكِيناً وَ احْشُرْنِي فِي زُمْرَةِ الْمَسَاكِينِ فَقَالَتْ لَهُ إِحْدَى زَوْجَاتِهِ لِمَ تَقُولُ هَكَذَا قَالَ لِأَنَّهُمْ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ قَبْلَ الْأَغْنِيَاءِ بِأَرْبَعِينَ عَاماً ثُمَّ قَالَ انْظُرِي أَلَّا تَزْجُرِي الْمِسْكِينَ وَ إِنْ سَأَلَ شَيْئاً فَلَا تَرُدِّيهِ وَ لَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ وَ أَحِبِّيهِ وَ قَرِّبِيهِ إِلَى نَفْسِكِ حَتَّى يُقَرِّبَكِ اللَّهُ تَعَالَى إِلَى رَحْمَتِهِ  

 ازرسول خدا ص  نقل است كه مكرر ميفرمودندخدايازندگى من را زندگى مستمندان ومرگ من را مرگ مسكينان قراربده ومن را درزمره مستمندان محشورفرما يكى ازهمسران ان حضرت عرض كرد چرا چنين ميگويى حضرت فرمودند چون مسكينان ومستمندان چهل سال (ازسالهاى قيامت )زودترازثروتمندان به بهشت وارد ميشوند سپس حضرت فرمودند مواظب باش مسكينى را نرنجانى واگرچيزى خواست دست رد به سينه او نزنى اگرچه به نصف دانه اى ازخرماباشد مسكين را دوست داشته باش واورا محترم وعزيز بدار تا خدا تورا به مقام قرب خودش برساند

(تذکر: این روایت به طرق مختلف ومتعدد ازرسول خدا نقل شده است)

 

[ دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389 ] [ 11:5 بعد از ظهر ] [ مهدوی ] [ ]

 [قرب الإسناد] أَبُو الْبَخْتَرِيِّ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ ع قَالَ أَخْبَرَنِي أَبِي أَنَّ الْحَسَنَ ع قَدَّمَ ابْنَ مُلْجَمٍ فَأَرَادَ أَنْ يَضْرِبَ عُنُقَهُ بِيَدِهِ فَقَالَ قَدْ عَهِدْتُ اللَّهَ عَهْداً أَنْ أَقْتُلَ أَبَاكَ فَقَدْ وَفَيْتُ فَإِنْ شِئْتَ فَاقْتُلْ وَ إِنْ شِئْتَ فَاعْفُ فَإِنْ عَفَوْتَ ذَهَبْتُ إِلَى مُعَاوِيَةَ فَقَتَلْتُهُ وَ أَرَحْتُكَ مِنْهُ ثُمَّ جِئْتُكَ فَقَالَ لَا حَتَّى أُعَجِّلَكَ إِلَى النَّارِ فَقَدَّمَهُ فَضَرَبَ عُنُقَهُ " بحارالأنوار ج : 42 ص : 303"مرحوم علامه مجلسى از كتاب قرب الاسناد از امام صادق عليه السلام نقل مى كند كه فرمود : پدرم  به من خبر داد كه بعد از شهادت امير المومنين عليه السلام ؛ امام حسن عليه السلام ابن ملجم لعنه الله را اورد تا به دست خودش گردن او را بزند ابن ملجم گفت من با خدا عهد كرده بودم كه پدرت را بكشم و به عهدم وفا كردم‏حال اگر ميخواهى مرا بكشى بكش و اگر مى خواهى عفو كن اگر عفوم كنى مى روم معاويه را ميكشم و تو را از شرش راحت مى كنم سپس دوباره نزد تو باز مى گردم  حضرت فرمودند : نخير امكان ندارد تو را رها كنم مگر اينكه به جهنمت واصل نمايم سپس ان مردك را جلو اورد و گردنش را زد 


                       

 

[ جمعه دوازدهم شهریور 1389 ] [ 3:9 بعد از ظهر ] [ مهدوی ] [ ]

 
مرحوم علامه مجلسى رضوان الله عليه ازكتاب عين اخبارالرضا وامالى شيخ صدوق به سند متصل نقل می کند ازحضرت رضا عليه السلام ازپدران طاهرينش ازاميرالمونين عليهم السلام كه فرمود روزى رسول خدامشغول بيان فضيلت ماه رمضان بودند من بلند شدم وگفتم اى فرستاده خدا برترين اعمال درماه رمضان چه عملى است ان حضرت فرمودند ورع وخوددارى ازمحارم خداى  عزًّوجلًّ(دورى ازمعاصى  الهى )سپس رسول خدا به گريه افتادمن گفتم يارسول الله چه چيز موجب گريه شماشد فرمود يا على من براى حرمت شكنى كه نسبت به تو دراين ماه صورت خواهد گرفت گريه ميكنم دارم ميبينم زمانى را كه تومشغول خواندن نمازبراى خدايت هستى كه بدبخت ترين اولين واخرين ان كسى كه درشقاوت هم طراز پى كننده ناقه صالح است برميخيزد وضربه اى (باشمشير )برفرق تو ميزند كه با خون ان ضربه محاسن تو رنگين خواهد شداميرالمنين  فرمود من گفتم يارسول الله آيا اين موضوع  باسلامتى من دردينم اتفاق خواهد افتاد ؟رسول خدا ص فرمودند بلى سپس فرمود اى على كسى كه تورا بكشد من را كشته كسى كه تو را دشمن دارد من را دشمن داشته كسى كه به تو اهانت كند به من اهانت کرده است چه اينكه تو مانند جان من هستى روح تو ازروح من وطينت تو ازطينت من  است  خداوند من وتورا افريد وهردومان را برگزيد من را به پيامبرى وتورا به امامت پس هركس كه امامت تورا انكاركند به يقين پيامبرى من را منكرشده  اى على تو وصيى من وپدرفرزندان من وهمسر دخترمن وخليفه وجانشين من درامتم هستى درزندگى وپس ازمرگم .امر تو امر من است نهى تو نهى من قسم ياد ميكنم به كسى كه من را به پيامبرى برگزيده ومن را بهترين خلقش قرار داده كه تو حجت خداهستى برخلقش وامين او هستى برسرًّش وجانشين او هستى بربندگانش(پایان)جهت ملاحظه متن وادرس حدیث شریف به ادامه مطلب بروید 
 


ادامه مطلب
[ دوشنبه هشتم شهریور 1389 ] [ 11:45 بعد از ظهر ] [ مهدوی ] [ ]

 أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُلْوَانَ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يُقْبِلُ بِوَجْهِهِ إِلَى النَّاسِ فَيَقُولُ يَا مَعْشَرَ النَّاسِ إِذَا طَلَعَ هِلَالُ شَهْرِ رَمَضَانَ غُلَّتْ مَرَدَةُ الشَّيَاطِينِ وَ فُتِحَتْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ أَبْوَابُ الْجِنَانِ وَ أَبْوَابُ الرَّحْمَةِ وَ غُلِّقَتْ أَبْوَابُ النَّارِ وَ اسْتُجِيبَ الدُّعَاءُ وَ كَانَ لِلَّهِ فِيهِ عِنْدَ كُلِّ فِطْرٍ عُتَقَاءُ يُعْتِقُهُمُ اللَّهُ مِنَ النَّارِ وَ يُنَادِي مُنَادٍ كُلَّ لَيْلَةٍ هَلْ مِنْ سَائِلٍ هَلْ مِنْ مُسْتَغْفِرللَّهُمَّ أَعْطِ كُلَّ مُنْفِقٍ خَلَفاً وَ أَعْطِ كُلَّ مُمْسِكٍ تَلَفاً حَتَّى إِذَا طَلَعَ هِلَالُ شَوَّالٍ نُودِيَ الْمُؤْمِنُونَ أَنِ اغْدُوا إِلَى جَوَائِزِكُمْ فَهُوَ يَوْمُ الْجَائِزَةِ ثُمَّ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع أَمَا وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ مَا هِيَ بِجَائِزَةِ الدَّنَانِيرِ وَ لَا الدَّرَاهِمِ    الكافي ج : 4 ص : 68
محدث عظيم الشان محمد بن يعقوب كلينى دركتاب بى نظير كافى به سند متصل ازامام باقرعليه السلام نقل ميكند كه روش رسول خدا صلى الله عليه واله اين بود كه روبه مردم ميكرد وميفرمود وقتى كه هلال ماه رمضان طلوع ميكند شياطين سركش به زنجير كشيده ميشوند ودرهاى اسمان ودرهاى بهشت ودرهاى رحمت گشوده ميگردند ودرهاى اتش بسته شوند ودعابه اجابت برسدهرروززمان افطارخداازادشده گانى ازجهنم دارد وهرشب تاصبح وتا طلوع هلال ماه شوال دائمامنادى چنين  ندا ميكند :هل من سائل هل من مستغفر ايا درخواست كننده اى هست ?ايا استغفاركننده اى هست‏? خدايا هركس كه ازمالش درراه تو انفاق ميكنددرعوض مال ديگرى جايگزينش كن وهركس كه ازانفاق مالش خوددارى ميكند وبخل ميورزد اموالش را نابود كن‏0 ووقتى كه هلال شوال طلوع كند مومنين ندا ميشوند كه صبح زود به سوى جايزه هايتان بشتابيد امروز روزه جايزه است سپس ان حضرت فرمودند بخدا اين جوايز درهم ودينار نيست

                     
ا

 

[ جمعه پنجم شهریور 1389 ] [ 1:9 بعد از ظهر ] [ مهدوی ] [ ]

كِتَابُ عَاصِمِ بْنِ ضَمْرَةَ، عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع قَالَ مَا مِنْ مُؤْمِنٍ يُحِبُّ الضَّيْفَ إِلَّا وَ يَقُومُ مِنْ قَبْرِهِ وَ وَجْهُهُ كَالْقَمَرِ لَيْلَةَ الْبَدْرِ فَيَنْظُرُ أَهْلُ الْجَمْعِ فَيَقُولُونَ مَا هَذَا إِلَّا نَبِيٌّ مُرْسَلٌ فَيَقُولُ مَلَكٌ هَذَا مُؤْمِنٌ يُحِبُّ الضَّيْفَ وَ يُكْرِمُ الضَّيْفَ وَ لَا سَبِيلَ لَهُ إِلَّا أَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ
وَ عَنِ النَّبِيِّ ص أَنَّهُ قَالَ إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِعَبْدٍ خَيْراً أَهْدَى لَهُمْ هَدِيَّةً قَالُوا وَ مَا تِلْكَ الْهَدِيَّةُ قَالَ الضَّيْفُ يَنْزِلُ بِرِزْقِهِ وَ يَرْتَحِلُ بِذُنُوبِ أَهْلِ الْبَيْتِ
  مستدرك‏الوسائل ج : 16 ص : 258
مرحوم محدث نورى دركتاب مستدرك الوسايل ازكتاب عاصم بن ضمره نقل ميكند ازاميرالمومنين على بن ابيطالب عليه السلام نقل ميكند كه فرمود هيچ مومن ميهمان دوستى نيست مگرانكه روزقيامت ازقبرش بيرون ايد درحالى كه صورتش مانند ماه شب چهارده ميدرخشدوقتى  اهل محشراو  را ميبينند با تعجب ميگويند اين قطعا ويقينا ازپيامبران مرسل است پس درجواب انان ملكى ميگويد اين انسان مومنى است كه دردنيا ميهمان را دوست ميداشت ومهمان را اكرام ميكرد وگرامى ومحترم ميداشت ومسير اوامروز جزبه ورود دربهشت برين بجايى ختم نگردد  همچنين ازرسول خدانقل است كه فرموده هركس را كه خدا دوست داشته باشد به اوهديه اى‏ارزشمند ميدهد  مردم پرسيدند ان هديه چيست ?(يارسول الله)فرمود ان هديه مهمان است (چه اينكه)بهمراه رزقش ميايد ووبارفتنش گناهان اهل خانه هم بيرون ميروند (چه هديه اى ازاين بالا تركه مهمان وقتى ميايد مخارج پذيرايى او را خداوند به محض ورودش كارسازى ميكند ووقتى هم كه بيرون ميرود گناهان اهل خانه را با خود بيرون ميبرد وموجب غفران معاصى انان ميشود)

[ جمعه پنجم شهریور 1389 ] [ 7:18 قبل از ظهر ] [ مهدوی ] [ ]

جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ قُولَوَيْهِ فِي كَامِلِ الزِّيَارَةِ، عَنْ أَبِيهِ وَ جَمَاعَةِ مَشَايِخِهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الزَّيْتُونِيِّ وَ غَيْرِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ هِلَالٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع وَ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع قَالَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ يُصَافِحَهُ مِائَةُ أَلْفِ نَبِيٍّ وَ أَرْبَعَةٌ وَ عِشْرُونَ أَلْفَ نَبِيٍّ فَلْيَزُرْ قَبْرَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع فِي النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ فَإِنَّ أَرْوَاحَ النَّبِيِّينَ يَسْتَأْذِنُونَ اللَّهَ تَعَالَى فِي زِيَارَتِهِ فَيُؤْذَنُ لَهُمْ مِنْهُمْ خَمْسَةٌ أُولُو الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ قُلْنَا مَنْ هُمْ قَالَ نُوحٌ وَ إِبْرَاهِيمُ وَ مُوسَى‏وَ عِيسَى وَ مُحَمَّدٌ ص قُلْنَا لَهُ مَا مَعْنَى أُولِي الْعَزْمِ قَالَ بُعِثُوا إِلَى شَرْقِ الْأَرْضِ وَ غَرْبِهَا جِنِّهَا وَ إِنْسِهَا

  مستدرك‏الوسائل ج : 10 ص : 289

مرحوم محدث نوری به  دو سند متصل ازامام صادق وامام سجاد علیهما السلام نقل میکند که فرموده اند کسی که دوست دارد که 124000پیامبر بااو مصافحه وملاقات نمایند پس زیارت کند قبرابی عبد الله الحسین بن علی علیهما السلام را درشب نیمه شعبان چه اینکه ارواح همه پیامبران درشب نیمه شعبان ازخدای متعال اجازه زیارت انحضرت را میخواهند خداهم به انان این اجازه را میدهد پنج نفرازآنان اولوالعزم هستند راوی میگوید ما گفتیم کدامشان اولوالعزم هستند حضرت فرمودند نوح وابراهیم وموسی وعیسی ومحمد ص راوی میگوید ما ازمعنای اولوالعزم سئوال کردیم فرمودند کسانی هستند که به سوی جنّ وانس شرق وغرب(تمام)عالم مبعوث شده اند

[ جمعه بیست و پنجم تیر 1389 ] [ 11:37 بعد از ظهر ] [ مهدوی ] [ ]
الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ الدُّعَاءُ يَرُدُّ الْقَضَاءَ بَعْدَ مَا أُبْرِمَ إِبْرَاماً فَأَكْثِرْ مِنَ الدُّعَاءِ فَإِنَّهُ مِفْتَاحُ كُلِّ رَحْمَةٍ وَ نَجَاحُ كُلِّ حَاجَةٍ وَ لَا يُنَالُ مَا عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا بِالدُّعَاءِ وَ إِنَّهُ لَيْسَ بَابٌ يُكْثَرُ قَرْعُهُ إِلَّا يُوشِكُ أَنْ يُفْتَحَ لِصَاحِبِهِ شيخ جليل القدرمحمد بن يعقوب كلينى به سند متصل ازعبد الله بن سنان نقل ميكند كه گفت ازحضرت امام صادق عليه السلام شنيدم كه ميفرمود دعا(وتضرع به سوى خدا)قضاء راردًّ ميكند حتى اگرابرام هم شده باشد (يعنى ممكن است خداى متعال براى كسى امرسوئى را مقدر فرموده وتمام شرايط نزول بلاهم اماده شده باشد وقبل ازنزول بلا انسان ميتواند با دعا وتضرع بلا را ازخود دفع كند)پس زياد دعاكنيد (ودائم خدارابخوانيد)چه اينكه دعا كليد رحمت الهى است وموجب براورده شدن هرحاجتى است وانچه نزد خدا ست براى احدى دست يافتنى نيست مگر بادعا وتضرع الى الله )وهيچ دربسته اى نيست الا اينكه اميدبازشدن ان ميرود براى كسى كه دائم ان دررابكوبد وازدرزدن خسته وملول نشود (پايان) الكافي    جلد 2   ص  470    باب أن الدعاء يرد البلاء و القضاء .
[ جمعه بیست و هشتم خرداد 1389 ] [ 11:26 بعد از ظهر ] [ مهدوی ] [ ]


مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَنْ رَوَى عَلَى مُؤْمِنٍ رِوَايَةً يُرِيدُ بِهَا شَيْنَهُ وَ هَدْمَ مُرُوءَتِهِ لِيَسْقُطَ مِنْ أَعْيُنِ النَّاسِ أَخْرَجَهُ اللَّهُ مِنْ وَلَايَتِهِ إِلَى وَلَايَةِ الشَّيْطَانِ فَلَا يَقْبَلُهُ الشَّيْطَانُ

 

 الكافي ج : 2 ص : 359

مرحوم شیخ کلینی رحمه الله تعالی به سند متصل ازامام مفترض الطاعة جعفربن محمد الصادق علیه السلام نقل میکند که فرمود کسی که برعلیه مومنی خبری نقل کند (عیبی رانقل کند) به قصد عیبجویی مومن ووازبین بردن حیثیت اووساقط کردن او ازچشم مردم خدا چنین شخصی را از ولایت خودش بیرون میکند واو را به ولایت شیطان میسپارد ولاکن شیطان هم او را قبولش نمیکند  

تذکر:ای برادربنگر که حیثیت وابروی مومن نزد خدا درچه درجه ای ازاهمیت است سراغ نداریم گناهی که باعث شود که خدا انسان را به سبب ان ازولایش خارج کند وانقدر ساقط شود که شیطان که ولی کفارومشرکین است ازقبول ولایت اوسرباز زند خروج ازولایت خدا یعنی اینکه خدا بنده ای را به خود واگذارد وچنانچه کسی را خدا به خود واگذارکند روی سعادت را نخواهد دید وآنچنان ظلمت وتاریکی بروجودش غلبه کند که دیگر جلو پای خود را هم نبیند وانقدر پست شود که شیطان هم ازپذیرش او سر باز زند وعارش آید خداوندا به مقربان درگاهت ما خفتگان را از خواب سنگین غفلت وتباهی بیدار کن تا به دست خود خانه ایمان خود را خراب نکنیم خدایا تو فرموده ای الله ولی الذین آمنوا مابیچارگان دورازهمه کمالات را ازولایتت بیرون نکن وما را مبتلا به گناه عظیم فوق نگردا ن چه اینکه تو ارحم الراحمینی

 

[ جمعه دهم اردیبهشت 1389 ] [ 10:58 بعد از ظهر ] [ مهدوی ] [ ]



مرحوم علامه مجلسی از کتاب جامع الاخبار از ائمه معصومین نقل فرموده که :

از اسرار آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است در درود بر نبی اکرم و ال اطهرش این صلوات که درپی میاید:اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ فِي الْأَوَّلِينَ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ فِي الْآخِرِينَ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ فِي الْمَلَإِ الْأَعْلَى وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ فِي الْمُرْسَلِينَ اللَّهُمَّ أَعْطِ مُحَمَّداً الْوَسِيلَةَ وَ الشَّرَفَ وَ الْفَضِيلَةَ وَ الدَّرَجَةَ الْكَبِيرَةَ اللَّهُمَّ إِنِّي آمَنْتُ بِمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ لَمْ أَرَهُ فَلَا تَحْرِمْنِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ رُؤْيَتَهُ وَ ارْزُقْنِي صُحْبَتَهُ وَ تَوَفَّنِي عَلَى مِلَّتِهِ وَ اسْقِنِي مِنْ حَوْضِهِ مَشْرَباً رَوِيّاً سَائِغاً هَنِيئاً لَا أَظْمَأُ بَعْدَهُ أَبَداً إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ اللَّهُمَّ كَمَا آمَنْتُ بِمُحَمَّدٍ وَ لَمْ أَرَهُ فَعَرِّفْنِي فِي الْجِنَانِ وَجْهَهُ اللَّهُمَّ بَلِّغْ رُوحَ مُحَمَّدٍ عَنِّي تَحِيَّةً كَثِيرَةً وَ سَلَاماً پس همانا هر کس توسط این صلوات سه مرتبه صبح و سه مرتبه شب  بر محمد (ص)وآل طاهرین ایشان درود فرستد گناهانش منهدم ؛ خطاهایش آمرزیده ؛ سرورش دائم ؛ دعایش مستجاب ؛ آرزویش برآورده ؛ رزقش گسترده ؛ دشمنش شکست خورده و سبب انواع خیر برایش آماده می شود و در بهشت اعلی از رفقا و همنشینان پیامبرش (صلی الله علیه و اله و سلم) خواهد بود .

جهت ملاحظه اصل حدیث به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
[ پنجشنبه دوازدهم فروردین 1389 ] [ 9:14 بعد از ظهر ] [ مهدوی ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خداوندجان وخرد کزاین برتراندیشه برنگذرد

کاربر گرامی به وبلاگ شخصی این جانب اصغر مهدوی خوش آمدیدمنبعد مطالبی و اشعاری از احوال شخصیه واحیاناخاطراتی وغیران ملاحظه خواهید کرد.امید انکه ازپیشنهادات ارزنده وانتقادات گزنده محرومم نفرمائیدکه انتقاد موجب تکامل است چون انتقاددلیل فهمیدن است وفهمیدن موجب رشدانسان است چه اینکه کسی که میفهمد بطورطبیعی برایش سوال پیش می ایدسپس ناچارا دنبال جواب پیداکردن برای سوالش میرودبهمین ترتیب روز بروز به رشدوتعالی اوافزوده میشود
موضوعات وب
امکانات وب